حكيم ابوالقاسم فردوسى

76

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

براى درمان بيماريها به كار مىرفت ، براى مردم بيآورد . « 1 » و زان پس پنجاه سال با كشتى گرد گيتى بگشت . چون همهء كردنيها كرده شد ، جمشيد كسى را در گيتى برتر از خويش نديد و پا از جايگاه بزرگى خود نيز فراتر نهاد . پس به فرّ كيانى ، تختى بساخت « 2 » و گوهرهاى فراوان بر آن بنشانْد كه هر گاه خواست تا ديو آن را بردارد و به آسمان بَرَد ، چون خورشيد تابانى باشد كه شاه بر آن بنشسته است . آن روز كه آن تخت ساخته و به آسمان برده شد ، همهء مردمان پيش او انجمن شدند و بر او گوهر افشاندند و آن روز را نوروز « 3 » خواندند . و آن روز ، آغاز سال نو ، روز هرمز « 4 » از ماه

--> ( 1 ) - جمشيد با ديوان نافرمان نبرد كرد و ايشان را به بندگى خود درآورد و آنها را به كارهاى سخت و طاقت فرسايى كه ذكر شد گمارد . ر . ك . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 45 - 44 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 119 - 118 ابن بلخى ، فارسنامه ص 32 - 31 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 57 ابن اسفنديار ، تاريخ طبرستان ، ج 1 ، ص 57 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 135 رساله درخت آسورى ، بند 35 - 34 در متون پهلوى ، ص 147 تجارب الامم فى اخبار ملوك العرب و العجم ، ص 54 ابن نديم ، الفهرست ، ص 549 خيام ، نوروزنامه ، ص 13 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 130 . ( 2 ) - طبرى آن را چرخى ( گردونه‌اى ) از جنس شيشه دانسته كه جمشيد با ديوان در آن نشسته است . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 119 - 118 . ( 3 ) - گفته شده جمشيد با آن گردونه ، يك روزه از راه هوا از دماوند به بابل رفت . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 45 بيرونى ، آثار الباقيه ، ص 242 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 121 . نيز در باب وجه تسميه نوروز روايات بسيار متفاوت ديگرى وجود دارد . از آن جمله بيرونى روايت مىكند كه : « دسته ديگر از ايرانيان مىگويند كه جمشيد زياد در شهرها گردش مىنمود و چون خواست به آذربايجان داخل شود ، بر سريرى از زر نشست و مردم به دوش خود آن تخت را مىبردند و چون پرتو آفتاب بر آن تخت بتابيد و مردم آن را ديدند ، اين روز را عيد گرفتند . » همان ، همان صفحه ، نيز در روايت ديگرى مىگويد : « برخى از علماء ايران مىگويند سبب اين كه اين روز را نوروز مىنامند اين است كه در ايام تهمورث ، صابئه آشكار شدند و چون جمشيد به پادشاهى رسيد ، دين را تجديد كرد . و اين كار خيلى بزرگ به نظر آمد و آن روز را كه روز تازه‌اى بود ، جمشيد عيد گرفت . اگر چه پيش از اين هم نوروز ، بزرگ و معظم بود . » همان ، همان صفحه . بلعمى در باب وجه تسميه نوروز گويد : « نخستين روز كه [ جمشيد ] به مظالم بنشست ، روز هرمز بود از ماه فروردين . پس آن روز را نوروز نام كردند . » تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 131 . گرديزى در يك روايت متفاوت ديگر مىنويسد چون جمشيد به درگاه پروردگار دعا كرد كه جهان را بىمرگ كند و دعايش اجابت شد ، شكر آن را جشن نوروز ساخت . زين الأخبار ، ص 33 . در رساله ماه فروردين روز خرداد ، بند 11 آمده است : « در ماه فروردين روز خرداد ، جم استودانها كَند و به مردمان فرمود كندن . چون آنان فرموده جم را ديدند ، روز به نوروز كردند و نوروز نام نهادند . » متون پهلوى ، ص 141 . خيام مىنويسد : « اما سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چون بدانستند كه آفتاب را دو دور بُوَد ، يكى آنكه هر سيصد و شصت و پنج روز و ربعى از شبانروز به اول دقيقه حمل باز آيد ، به همان وقت و روز كه رفته بود بدين دقيقه نتواند آمدن ، چه هر سال از مدت همى كم شود . و چون جمشيد آن روز دريافت ، نوروز نام نهاد و جشن آيين آورد . و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان به دو اقتدا كردند . » نوروزنامه ، ص 7 - 6 . در برهان قاطع ، ماده نوروز آمده است : « نوروز به معنى روز نو است و آن دو باشد : يكى نوروز عامه و ديگرى نوروز خاصه . و نوروز عامه روز اول فروردين ماه است كه آمدن آفتاب به نقطه اول حمل باشد و رسيدن او به آن نقطه ، اول بهار است . گويند خداى تعالى درين روز عالم را آفريد و هر هفت كوكب در اوج تدوير بودند و اوجات همه در نقطه اول حمل بود ، درين روز حكم شد كه به سير و دور درآيند . و آدم عليه السلام را نيز درين روز خلق كرد . پس بنا بر اين ، اين روز را نوروز گويند . . . و نوروز خاصه روزى است كه نام آن روز خرداد است و آن روز ششم فروردين ماه باشد . و در آن روز هم جمشيد بر تخت نشست و خاصان را طلبيد و رسمهاى نيكو گذاشت ، و گفت خداى تعالى شما را خلق كرده است ، بايد كه به آبهاى پاكيزه تن بشوييد و غسل كنيد و به سجده و شكر او مشغول باشيد . و هر سال درين روز به همين عمل نماييد . و اين روز را بنا بر اين نوروز خاصه خوانند . و گويند اكاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه كه شش روز باشد حاجتهاى مردمان را برآوردندى و زندانيان را آزاد كردندى و مجرمان را عفو فرمودى و به عيش و شادى مشغول بودى . » در هر حال نوروز يعنى آغاز درآمدن آفتاب به برج حمل ، لحظه بسيار مهمى است و در اين روز در تمام طول تاريخ رويدادهاى مهمى اتفاق افتاده است و نبايد صرفاً در وجه تسميه آن به دنبال يك عامل خاص بود و چنان كه پيشتر نيز در بخش گيومرت گذشت ، روز تاج گذارى او نيز در چنين روزى بوده است ، بارى در اين روز بود كه جمشيد پس از پرواز در آسمان ، براى مردم سخنرانىاى كرد و در آن مردم را به عدالت و داد وعده داد . ر . ك . ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 33 - 32 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 57 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 148 خيام ، نوروزنامه ، ص 14 . نيز براى آگاهيهاى بيشتر پيرامون نوروز ر . ك . محمد معين « جشن نوروز » ، جهان نو ، سال 1 ، شماره 1 ، خرداد 1325 خورشيدى ، ص 9 - 3 . ( 4 ) - هرمز نام روز اول است از هر ماه شمسى و نام روز پنج شنبه نيز هست . برهان قاطع ، ماده هرمز و هرمزد .